العلامة المجلسي
1022
حياة القلوب ( فارسي )
نمىشوند وبه جانب رشد وصلاح خود ملتفت نمىشوند . وهنگام عيد شهر بزرگ ايشان شد ، وبا جناب أقدس الهى مناجاة كرد وگفت : پروردگارا ! اين بندگان تو بغير از تكذيب من وكافر شدن به تو امرى را اختيار نمىكنند ودرختى را مىپرستند كه از آن نفعي وضررى نمىيابند ، پس همهء درختان ايشان را كه مىپرستند خشك كن وقدرت وسلطنت خود را به ايشان بنما . پس چون روز ديگر صبح شد ديدند كه جميع درختان ايشان خشكيده است ، در اين حالت متعجب وترسان شدند ودو فرقه گرديدند : گروهى از ايشان گفتند : اين مردى كه دعوى پيغمبرى خداى آسمان وزمين مىكند براي خداهاى شما جادو كرده است كه روى شما را از جانب خداهاى شما بسوى خداى خود بگرداند ؛ وگروهى ديگر گفتند : نه ، بلكه خداهاى شما غضب وخشم كردهاند بر شما براي آنكه اين مرد عيب ايشان را مىگويد ومذمّت ايشان را مىكند وشما أو را ممنوع نمىسازيد ، پس به اين سبب حسن وطراوت خود را از شما پنهان كردهاند تا شما از براي ايشان غضب كنيد وانتقام از اين مرد بكشيد . پس همه اتفاق كردند بر قتل آن حضرت وانبوبهاى « 1 » چند گشاده وطولانى از سرب ساختند وآنها را به يكديگر پيوند كردند به قدر عمق آن چشمهء بزرگ كه نزد درخت بزرگ ايشان بود ، در ميان چشمه گذاشتند كه متصل شد به زمين چشمه ودهانش از آب بيرون بود ، پس آب ميان آن را خالى كردند در ميان آن أنبوبه رفتند وچاه عميقى در ميان آن چشمه كندند وپيغمبر خود را در ميان آن چاه انداختند وسنگ بزرگى بر دهان آن چاه افكندند وبيرون آمدند ، آن انبوبهها را از ميان آب بيرون آوردند تا آب روى آن چاه را پوشانيد ، پس گفتند : الحال اميد داريم كه خداهاى ما از ما راضى شوند كه ديدند ما كشتيم آن كسى را كه ناسزا به ايشان مىگفت ودر زير بزرگ ايشان دفن كرديم شايد كه طراوت آنها براي ما برگردد .
--> ( 1 ) . « أنبوبه » به هر چيز اسطوانه شكلى ، ميان تهى ، لوله مانندى ، چه از فلز باشد يا از غير آن گفته مىشود ، مثل لولهء آب ولولهء نفط وغير آن .